تبليغاتX

روانی - دست های من

اگه لبای من ساکت بشند

شعر نخونند

داد نزنند

حرف های بو دار نزنند

قصه رو اغاز نکنند

می دونم دستای من حرفام رو فریاد می زنند

اگه بخوام یه شعری از سهراب بخونم

دستای من نسیم می شند برگ ها رو جارو می کنند

اگه بخواد دستای من یه داستان تلخ بخونه

تبدیل به مرداب می شه تا تو رو غرقت بکنه

اگه بخوام عاشق بشم

معشوق رو اگاه بکنم

دستای من بارون می شند

 او رو نوازش می کنند

به خاطر ظلمت بخوام

بر سرت فریاد بکنم

دستای من مشت می شند

تا تو رو نابود بکنند

اره

دستای من خوب بلدند

شعر بخونند

داد بزنند

قصه رو اغاز بکنند

حرف های بو دار بزنند

 

 

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه دهم آبان 1385ساعت 11:21 بعد از ظهر توسط ایلیا