یادمه که با نگاهت
دلمو دیوونه کردی
بعدشم تنهاش گذاشتی
دل رو نو اواره کردی
یادمه بهت می گفتم
که تو چشمات من می مونم
اما تو ناز کردی هی ناز
چشمات رو بستی تو هی باز
یادمه بهت می گفتم
وقتی که شاد می خندی
یه تیری به قلبم خستم
می شینه از کمون ابروت
یادمه با چشم خستم
گفتم از عشق تو مستم
اما تو اینو نخوندی
فکر کردی که دل نبستم
یادمه وقتی که رفتی
گفتم ای دل بر می گرده
غم نخور که باز ستاره
تو یه شبهات می درخشه
یادمه وقتی که دیدم
نامه هام رو جا گذاشتی
خندیدم به دل سادم
فکر می کرد که بر می گردی!
+
نوشته شده در شنبه بیست و نهم مهر 1385ساعت 10:42 بعد از ظهر توسط ایلیا